برچسب:
نویسنده: مینا نوری
پر از درود
از چی بگم و از کجاش بگم ؟این سه ، جهار ماه کلی اتفاق افتاد .مثل همیشه یار همیشگیم باهام بود و در اینجا رسما ازش تشکر میکنم :ممنون خدای من که همیشه هستی در صورتی که بودن من سینوسیه ...کلی دلم برا وبلاگ و پیونداش تنگ شده ...ولی خب بازم باید رفت ..." کسی که به سفرعادت داشته باشه میداندکه همیشه باید رفت "یه تُکـــــ پا اومدم بگم که ( بنویسم که : چون نوشتن با حرف زدن متفاوته " کافکا" )بالاخره این دیپلم لامصب تجربی رو گرفتم...و تغییر رشته دادم ، کاری که باید سه سال پیش انجام میدادم !سال ا
برچسب:
نویسنده: مینا نوری

Everywhere. In bars, in cars, sidewalks, stores, everywhere
There's no escape. I'm God's lonely man
تنهایی همیشه تو زندگیم دنبال من بوده
توی بارها،توی ماشین ها ، پیاده روها ،فروشرسانیگاه ها، همه جا ...
هیچ راه فراری نیست ... من مرد تنهای خدا هستم !
taxi driver _ martin scorsese
برچسب:
نویسنده: مینا نوری
245 من خویشاوند هر انسانی هستم، که خنجری در آستین پنهان نمیکند نه ابرو درهم میکشد، نه لبخندش ترفند تجاوز به حق ِنان و سایهبان ِ دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح میدهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسزبان ِ ترک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکاییِ آسیاییام، یک سیاهپوستِ زردپوستِ سرخپوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم میان انسانهای دیگر بر سیاره مق
برچسب:
نویسنده: مینا نوری
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خش
برچسب:
نویسنده: مینا نوری